تبليغاتX
سهم من از اين بيكرانه وب - زیست در آمریکا یا یک کشور اروپایی برای چه کسانی خوب است؟
 
نوشته هايي از خودم يا ديگران
 
فهرست آخرين نوشته ها
زیست در آمریکا یا یک کشور اروپایی برای چه کسانی خوب است؟ چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389
وای به حال جامعه ای که در آن ساندویچ فروش بیش از شاعر پول داشته باشد یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389
چگونه جامعه ی قوی داشته باشیم؟ شنبه چهارم اردیبهشت 1389
برای تغییرات پایدار، نحوه ی زیست مردممان را عوض کنیم جمعه سوم اردیبهشت 1389
قیمت آدمیزاد اینجا چقدر است؟ چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389
آیا کسی چنین طرحی سراغ دارد؟ سه شنبه سی و یکم فروردین 1389
همین جا بایست بروم شمشیرم را بیاورم گردنت را بزنم دوشنبه سی ام فروردین 1389
پیراهن نو از کجا آمد؟ یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389
کنترل آدمها از راه کنترل پول آنها امکان می یابد پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389
مقصد مهم تر است یا راه؟ پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389
پیشنهادی برای ارتباط مستقیم نویسنده و کتابخوان شنبه چهاردهم فروردین 1389
تو اگر آزادی برای رفتار من هم آزادم برای انتقاد از رفتارهایت پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389
"خود"خواهی یا "دیگر"خواهی سه شنبه دهم فروردین 1389
نرم نرمک می رسد اینک بهار شنبه بیست و دوم اسفند 1388
چرا موفق نیستیم (6) دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

اول دانشمندان و علاقمندان به علم که کشفیات و تحقیقات علمی مباهی و مبتهجشان می کند. من نام آنها را صاحبان دید لوله تفنگی گذاشته ام که دنیا را از لابلای متون مقالات عمیق علمی به ویژه در حیطه علوم پایه می بینند.

دوم کسانی که به دنبال زندگی شخصی مرفه و بی دغدغه ای هستند برای این که از زندگی بهتری نسبت به کشور مادر برخوردار شوند اقدام به مهاجرت می کنند. با توجه به این که بسیاری از کسانی که اقدام به مهاجرت می کنند از لحاظ سطح سواد و هوش و پایگاه اجتماعی اقتصادی در وضعیت مناسبی به سر می برند و با توجه به این که عموما در کشور مادر بی توجهی عمده ای به این قشر از افراد می شود در کشور دیگر شأن اجتماعی و شغلی اشان رعایت شده و از لحاظ اقتصادی نیز در وضعیت نسبتا خوبی قرار می گیرند.
سوم گروهی که با فرهنگ عمومی جامعه ی ایران یا فرهنگ حکومتی آن خود را ناسازگار می یابند و ترجیح می دهند در جامعه ای زندگی کنند که حس می کنند تطابق بیشتری با روحیات و افکار و باورهای آنها داشته باشد، از آزادی اجتماعی برخوردار باشند و بتوانند آن گونه که دوست دارند در جامعه بپوشند و حشر و نشر داشته باشند.
چهارم گروهی که از لحاظ سیاسی تفاوت عمده ای با حکومت دارند و فشار سیاسی را نمی پذیرند و یا امنیتشان دچار مساله شده است و این مساله به ویژه پس از انتخابات 22 خرداد عده ی بیشتری را در برگرفته است.

در واقعیت مجموعه ای از هر کدام از حالات فوق در یک فرد ممکن است وجود داشته باشد و هیچ کدام از این چهار حالت به طور خالص وجود نخواهد داشت.
البته از بین همه ی اینها کسانی هم هستند که علی رغم ناملایمتی های بسیار، برای تاثیر بر جامعه ی ایران در وطن مانده اند. اینها همانها هستند که امید به تغییر و بهبودی را هنوز حفظ کرده اند. در واقع تعادلی بین تحمل فرد و امیدش برای تغییر و تاثیر و فشاری که وارد می شود وجود دارد که بسته به این که کدام طرف این معادله سه متغیره وزن بالاتری داشته باشد فرد را ناگزیر به انتخاب بین ماندن یا رفتن می کند. هر چند عمده ی آنها که بار سفر بر می بندند و جلای وطن می کنند تا به اندازه ی زیادی از تحول مثبت و تغییرات در جامعه ی مادر ناامید شده اند.

  Share نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 0:24  توسط ابراهيم عباسي  |