تجاوز مشروع و جامعه شناسی خانواده
حداقل در لايه هايي از ذهن و در لايه هايي از جامعه تعريف از خانواده دگرگون شده است اما هنوز به مرحله بيان اجتماعي نرسيده است
كدام آدم عاقلي روز اول به يكي مي گويد بيا با هم زندگي كنيم من هم مثلا صد ميليون تومان به تو بدهكارم اين هم سندش!
هر كس در هر بازي غير (برنده ـ برنده) وارد شود در هر صورت بازنده خواهد بود
همين قوانين هستند كه مهريه را براي زن لازم مي دانند و اصلا امكان ندارد كه زني را بدون مهريه به عقد قانوني مردي درآورند
خانم شیرین احمدنیا در یکی از مطالبی که ارسال کرده اند بحث تجاوز مشروع را مطرح کرده اند و ضمن نقل روایتی از اتفاقی که افتاده است و یکی از دانشجویانشان در کلاس آن را مطرح کرده اند به بررسی این مسئله پرداخته اند. بنده هم عجالتا مطلبی در مورد این بحث در آنجا ارایه کردم که بعد به نظرم رسید که باب این بحث را در این وبلاگ نیز باز کنم. از نظرات سایر دوستان در این مورد و بحثهای مربوط به جامعه شناسی و نقد روابط خانواده استقبال می کنم. در زیر نوشته خود را آورده ام:
نگاه غيرسيستماتيك و غير همه جانبه هر جا كه باشد نه تنها مسئله را به خوبي طرح نخواهد كرد كه اگر راه حلي هم بر فرض آن ارائه شود قادر به حل آن مسئله نخواهد بود. البته انتظار اين نيست كه اگر مسئله اي كوچك را بخواهيم طرح كنيم لازم شود كه تمام آسمانها و زمين و گردش ايام را در حساب آوريم اما بدانيم كه گاهي نيز نه تنها چاره اي نخواهد بود كه در غير اين صورت به دام يك سو نگري و كوچك نگري خواهيم افتاد.
مسئله اي كه خانم احمدنيا طرح كرده اند هر چند به قدر كافي يك مسئله است و چاره جويي نيز مطمئنا نياز خواهد داشت اما اگر جدا از بستر همگي قوانين شرعي و عرفي و روابط اجتماعي دو نفره طرح و برايش چاره جويي شود گرهي را باز نخواهد گشود كه گرهي ديگر در كار خواهد انداخت. اين درست است كه تجاوز مشروع خود از ديدگاه انساني نا(مشروع) و غيرانساني است، اما در شرايطي كه قوانين حقوقي لازم الاجراي موجود اجازه روابط جنسي خارج از خانواده را نمي دهد و ازدواج مجدد دائم يا منقطع را منوط به اجازه همسر اول مي نمايد تكليف مردي كه مي خواهد انساني باشد (كه بايد باشد) و قانوني زندگي كند (كه نمي تواند نكند) و اخلاقي باشد (كه دوست دارد باشد) چيست. خانمي كه به هر دليل همسرش را از معمولي ترين نياز محروم مي كند و او را در تنگنا قرار مي دهد حكمش چيست. براي چنين مردي چه راه حلي داريد؟
آيا هميشه از ديدگاه ادبيات زنانه آدم بدها مرد هستند. گاهي عوض كردن يك سناريو با سناريوي ديگر ديد را عوض مي كند و نگرش را توسعه مي دهد. بسياري از ما ناخودآگاه همه مسايل جنبي در رابطه دو طرفه خانوادگي بين مرد و زن را معلق مي كنيم يا حتي در بسياري از مواقع كه ديده ام عرفهاي نادرست غلط اما معمول را پيش فرض نگه مي داريم و آنگاه به مسند قضاوت مي نشينيم. مثلا در برخي موارد حق ايجاد رابطه جنسي خياباني را ناخودآگاه در شمار مي آورند و وقتي اعتراض مي شود انجام شدن آن از سوي بعضي مردان را دليل مي آورند. (يعني آن را لحاظ مي كنند)
چرا چنين است كه از قبل فرض مي شود كه همه چيز به جا و مناسب و معمول در حال انجام است و تنها واقعه قابل بررسي اين است كه تجاوزي مشروع صورت گرفته است كه عقد و ازدواج در قوانين حقوقي موجود آن را مثلا ذاتي عقد مي دانند يا از انجام آن به صورت ضمني حمايت مي نمايند. اما نمي نگريم كه همين قوانين هستند كه مهريه را براي زن لازم مي دانند و اصلا امكان ندارد كه زني را بدون مهريه به عقد قانوني مردي درآورند هر چند يك شاخه نبات باشد (منظورم مقدار آن نيست) و همين قوانين هستند كه فراهم كردن مسكن و لباس و اثاث و بهداشت و درمان را براي زن لازم مي شمرند و همين قوانين هستند كه مي گويند زن اصلا لازم نيست در خانه هيچ كاري بكند و تامين هزينه انجام اين كارها به تمامي (صد در صد) بر عهده مرد است حتي اگر مرد فقط پنجاه در صد در يك خانواده وجود! داشته باشد. و همين قوانين هستند كه مي گويند زن براي شير دادن به فرزندش از شوهر مي تواند مطالبه پول بنمايد. و همين قوانين هستند كه مي گويند اگر مرد بخواهد نياز جنسي اي (را كه در فرض موجود از طرف زن محروم شده است) برطرف كند بايد از همان زن! اجازه بگيرد.
يكي از دوستانم كه اتفاقا خانم وكيلي هستند مي گفت من نمي فهمم شما مردها را چه مي شود كدام آدم عاقلي روز اول به يكي مي گويد بيا با هم زندگي كنيم من هم مثلا صد ميليون تومان به تو بدهكارم اين هم سندش!
به موجب همين قوانين اگر زني از انجام رابطه سرباز بزند ناشزه محسوب مي شود و نفقه دريافت نخواهد كرد. مي بينيد چه عقوبت وحشتناكي است! براي زني كه شاغل است و خود در ماه حقوق دريافت مي كند و اصلا لزومي نمي بيند كه براي رفت و آمدهاي كاري و غير كاري خود هيچ گونه هماهنگي را با مرد به عمل بياورد. در همين قوانين آمده است كه در صورت عدم تمكين و ناشزه شدن زن، دادگاه حكم به ازدواج ديگر مي دهد و جالب است كه در ادامه هم آمده است كه البته زن مي تواند با توجه به اجازه دادگاه به ازدواج مجدد مرد، از دادگاه طلب گواهي عدم سازش كند كه به موجب اين گواهي دادگاه مي تواند حكم به طلاق و جدايي بدهد حتي بدون موافقت مرد. تازه مرد محكوم به پرداخت مهريه بعضا چند صد ميليوني مي شود و اگر ندارد كه ندارد بايد زندان هم برود.
همه چيز كمي پيچيده شده است نه! اگر مي گوييد كه خب خود مردان هستند كه تن به اين مهريه هاي سنگين مي دهند و دختران نيز كه بدشان نمي آيد ناگزيرم به دو مطلب اشاره كنم يكي كلي بودن بحث و نقد اجتماعي آن است و مطلب ديگر اينكه بدانيم هر كس در هر بازي غير (برنده ـ برنده) وارد شود در هر صورت بازنده خواهد بود. مسئله بالا بودن مهريه و عدم توانايي پرداخت آن خود بحث ديگري مي طلبد اما اجمالا چند سوال را مي توان مطرح كر:
اول آنكه كدام يك از خوانندگان خانم اين مطلب خودشان را لایق دريافت مهريه صد تا چند صد ميليون توماني نمي دانند؟ دوم اينكه آيا مهريه در ساير كشورهاي همجوار يا هم فرهنگ (يا بالنسبه نزديك) هم همين قدر است و اصولا چه مسئله اي باعث تورم سرسام آور آن شده است. آيا فقط چشم و هم چشمي اين مساله را ايجاد كرده است يا عدم پرداخت نقدي آن يعني همان جمله جالب كي داده كي گرفته وقتي قرار است چيزي را ندهي يا فكر مي كني قرار است ندهي یا قرار است نگیری هر چه بيشتر بهتر (خرج كه از كيسه مهمان بود ... حاتم طايي شدن آسان بود)
شايد بهتر باشد كه سوال را از اين جا مطرح كنيم كه تعريف خانواده چيست. كاركردهاي آن چيست. نتايج آن چيست مقدمات آن كدامست. و اگر نياز به بازتعريف داشته باشد آن را دوباره تعريف كنيم. شايد اتفاقي كه افتاده اما كمتر بيان مي شود همين مسئله تعريف خانواده و كاركردهاي آن است كه يا لحاظ نمي شود يا روشن نيست به نظرم حداقل در لايه هايي از ذهن و در لايه هايي از جامعه تعريف از خانواده دگرگون شده است اما هنوز به مرحله بيان اجتماعي نرسيده است یا هنوز کسی جرئت بیان آن را به صدای بلند و برای همگان ندارد و تشتت و تعارض هايي هم كه ديده مي شود و برخي نابساماني ها ناشي از اين است كه افراد با خودشان و ديگران در تعريف خانواده و كاركردهايش دچار آشفتگي هستند.