چند روز پيش فيلم سنتوري را ديدم. فيلمي كه به هر دليل اجازه پخش عمومي نيافت و نتوانستيم با خريد بليط و ايستادن در صف انتظار سينما آنرا ببينيم! نكته‌اي با اين اتفاق دوباره در ذهنم زنده شد. خيلي پيش مي آمد كه دوست داشتم فيلمي را ببينم اما نه در سينما كه درخانه، سي دي آنهم در كنار خيابان به ثمن بخش و حتي ارزانتر از قيمت بليط عرضه مي شد، اما دلم راضي نمي شد هميشه پيش خودم مي گفتم

مشكل اينجاست كه از كجا همه مطمئن شوند اين شماره حساب جعلي نيست و واقعا متعلق به سازندگان فيلم است؟
سرمايه گذارانش چشم اميد به همين درآمد حاصل از فروش بليط بسته اند دلم مي خواست شماره حسابي ارايه مي شد و من مي توانستم ضمن اينكه سي دي را در خانه تماشا مي كنم وجه آن را معادل پول بليط به حساب سرمايه گذاران واريز كنم تا هم عذاب وجدان نداشته باشم و هم آنها به درآمد خود برسند تازه اگر مي شد از طريق اينترنت به حساب بانكي سرمايه گذارانش پول واريز كرد، خيلي هم بهتر بود. با اين كار شايد كساني كه از آن فيلم يا هر محصول فرهنگي ديگر خوششان مي آمد و جوزده مي شدند مثل خودم كه گاهي اوقات اينچنين مي شدم مي توانستند ميلغ بيشتري هم به سازندگان اهدا كنند تا آنها هم براي ساختن محصولات ديگري در همان راستا تشويق بشوند. در همين اثنا بود كه شنيدم شماره حسابي براي فيلم سنتوري اعلام شده است. اگر اين طور است و كسي آن را مي داند به من هم اعلام كند؛ اما مشكل اينجاست كه از كجا همه مطمئن شوند اين شماره حساب جعلي نيست و واقعا متعلق به سازندگان فيلم است؟ كار ديگري هم مي توان كرد يك مجموعه اي متولي بشود، مجموعه اي آبرودار و داراي اعتبار، و بيايد ليست اين جور محصولات را روي سايت خود بگذارد و براي هر كدام پرداخت اينترنتي تدارك ببيند و افراد بتوانند از طريق آن سايت پول محصول يا هديه خود را پرداخت كنند آن مجموعه هم درصد خود را بردارد و بقيه را به سرمايه گذاران محصول پرداخت كند. در واقع با انجام اين كار بسياري از سانسورها بلااثر مي شود و سازندگان و مشتريان، خود ، شبكه اي مرتبط و مؤثر تشكيل مي دهند. مگر بعد از دوم خرداد ۷۶ نمي خواستيم بدنه جامعه مدني را تقويت كنيم، مگر بدنه جامعه مدني بجز همين سازندگان كالاهاي فرهنگی و مشتريان مرتبط با آنها هستند به نظر من اينها كم خرجترين و مؤثرترين راهكارهاي اعتراضات مدني هستند
حتي اگر راهكارهاي اعتراضي هم نباشند دور زدن جرياني هستند كه با تحميل نوع نگاه خود مي خواهند ذائقه فرهنگي مردم را با دسترسي محدود آنها به كالاهاي مشخص تغيير دهند.
حتي اگر راهكارهاي اعتراضي هم نباشند دور زدن جرياني هستند كه با تحميل نوع نگاه خود مي خواهند ذائقه فرهنگي مردم را با دسترسي محدود آنها به كالاهاي مشخص تغيير دهند.
و به همين شيوه مي توان بازارهاي متفاوتي از تبادل كالاهاي فرهنگي ايجاد كرد كه دولت نتواند كنترل و اعمال رويه هايي خلاف خواست عمومي افراد طبقه متوسط فرهنگي بر روي آنها داشته باشد، طبقه متوسطي كه تضعيفش آمال و آرزوي دولتي است كه از آن برنخاسته است و منافعش با منافع او در تضاد قرار مي گيرد و هر اندازه اين طبقه قدرت پيدا كند و منسجم و منشا اثر شود دولت برنخاسته از آن را نگرانتر مي سازد.