چرا موفق نیستیم (5)
و اینجاست که خودآگاهی ترفند نامناسبی است و بهترین راه شبیه شدن و تقلید کردن است به عبارتی که می گویند ببین فرد موفق چه کرده است تو هم همان کار را بکن و همان راه را برو تا جایی که می گویند ببین او چگونه راه می رود چگونه لباس می پوشد و چگونه حرف می زند (در سطحی ترین حالات قابل تصور) تو هم همانگونه عمل کن لزوماً موفق می شوی.
خب تا اینجای بحث همراهی کردید و از این که ادامه می دهید تشکر می کنم. حالا سؤال دیگری را مطرح می کنم نظرتان در مورد زیرآب زدن چیست؟ آیا تا به حال این کار را کرده اید؟ در مورد آن چه نظری دارید؟ آیا ارتدوکس مسلک به انتقاد می پردازید و چونان نویسندگان کتابهای پدرانه تقبیح می فرمایید. بحث را باید اندکی باز کنیم. آیا موافقید که دفاعی عمل کنید و در موضع تدافعی قرار بگیرید؟ فرض کنید کارمندی هستید یا شرکتی دارید که دیگران یا شرکتهای دیگر برای دستیابی به موقعیتهای بهتر زیرآب شما را می زنند از طعن طاعنان و حسد حاسدان چه می کنید؟ به چه پناه می برید؟
بدانید که عاقبت تدافعی عمل کردن شکست است. اگر قبول ندارید آنقدر ارتودکسی عمل کنید تا به چشم ببینید. مطمئن باشید از این تیرهایی که به سمت شما پرتاب می شوند عاقبت یکی کارگر خواهد افتاد و شما را از پای در خواهد آورد از تعداد زیاد حمله های رقیب در صف شما سوراخ ایجاد خواهد شد. گیرم که شما آن قدر باهوش باشید و آنقدر در کار خود مسلط و خبره و بر اوضاع چیره باشید که 99 درصد آن حمله ها را با شکست مواجه کنید با یک درصد باقیمانده چه خواهید کرد؟ بالاخره از پای در خواهید آمد. می گوئید نه امتحان کنید.
ما آزموده ايم در اين شهر بخت خويش ......... بيرون کشيد بايد از اين ورطه رخت خويش
شرکتی دارید و محصولی ارایه می دهید کمترین حمله رقیب شما و مسالمت جویانه ترین آن این خواهد بود که نیروهای شما را به اصطلاح غُر بزنند. آیا از دست دادن نیروهایتان باعث شکست شما نخواهد شد؟ راه دیگر این است که شما هم درصدد حملات تلافی جویانه برآیید شما هم نیروهای او را غر بزنید در این پیکار شما هم دمی حمله برآورید و قواعد بازی را رعایت کنید یا بهتر بگویم به قواعد تن در دهید. شما هم سعی کنید نیروهای رقیب را غر بزنید. اصلاً یک کار دیگر. شاید بهتر باشد بروید با نیروهای رقیب مذاکره کنید به آنها بگویید که شرایط بهتری را برایشان فراهم می کنید و قول و وعده بدهید اما این تازه اول کار است چون قرار است شما دست رقیب را از پشت ببندید و اصلاً هزینه ای هم نکنید این قول و وعده را با یک اگر و اما و شرط و شروط خفیف و کمرنگ توأم کنید مثلا بگویید ما قرار است فلان و بهمان کار را انجام دهیم و حسابی کارتان را بزرگ کنید از این کارها که دیگر این روزها همه آن را در آستین دارند و مسلط اند و آخرش یک اگر کوچک قرار دهید که اصلا دیده نشود و سعی کنید در این مذاکره موفق و پیروز درآیید بعد هم به آن اگر اخلاقاً! متوسل شوید و با یک عذرخواهی کوچک آنها را از اینجا رانده و از آنجا مانده کنید تازه شما هم که از اول قولی نداده بودید اگر می شد و ماست آب دریا را دوغ می کرد یک کشتی دوغ هم به آنها پیشکش می کردید اما حالا که دوغی حاصل نشده است و شما هم خلاف قول نکرده اید. با این سناریو چطورید؟ آیا عملاً هر روز و هر روز در پیش چشمان ما و شما چنین سناریوهایی رنگ واقعیت به خود نمی گیرند. اما اگر این قواعد و قوانین را بر نتافتی و نقدشان کردی یا نه خلاف آنها رفتار کردی آن وقت انتظار نداشته باش به عنوان کجرو مستحق تأدیب و مجازات نباشی دیگر انتظار ترفیع و رشد و پیشرفت را نداشته باش و بدان هر آنکس که قواعد را زیر پا بگذارد تنبیه و مجازات می شود و حداقل آن اینست که جایگاهی را که باید داشته باشی ندارد یعنی به او نخواهند داد.
(ادامه دارد ...)